JAVAN SHOP

پسورد این وبلاگ:۱۲۳۴۵

وقت برای آپدیت کردن ندارم

+ نوشته شده در  جمعه ۱۷ دی۱۳۸۹ساعت ۱۱:۴۵ قبل از ظهر  توسط ALBORZ  | 

بلوغ زودرس جنسی درپسران
عواملی باعث بلوغ می شوند که کاملاً و به درستی برای ما شناخته نشده اند. یک محور مهم در بدن وجود دارد که ممکن است دربرگیرنده عوامل مربوط به بلوغ جنسی باشد که به نام محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز و غدد جنسی یا غدد فوق کلیوی، مورد توجه بسیار است. هیپوفیز هورمونهای گنادوتروپین را ترشح می کند و هیپوتالاموس هورمونهای محرک هیپوفیز را می سازد و آزاد می کند و این مسیر هورمونی به غدد هدف یعنی غدد جنسی یا فوق کلیوی ختم می شود. قبل از شروع بلوغ ترشحات هورمونی گنادوتروپین از هیپوفیز کم است ولی احتمالاً تحت تأثیر غدد جنسی مردانه کنترل می شود. برای اینکه در نمونه های تجربی و آزمایشگاهی دیده شده که اگر فرد مذکری قبل از بلوغ اخته شود در واقع کنترل غدد جنسی بر هورمون گنادوتروپین کاهش یافته و سطح «گنادوتروپین ها» افزایش می یابد. با شروع دوره بلوغ سطح هورمونهای جنسی بخصوص در خواب اوج می گیرد و بعد از اینکه دوره بلوغ شروع شد سطح هورمونهای جنسی و FSH/LH در طول روز و بیداری نیز افزایش می یابد. آندروژنها نیز توسط غدد یاد شده
ساخته می شود.
تستوسترون یا هورمون جنسی مردانه در زندگی جنینی از حدود هفته هفتم حاملگی در غدد جنین مذکر شروع به ساخته شدن می کند و ترشح آن افزایش می یابد. ترشح و افزایش تستوسترون باعث تغییرات و شکل گیری اعضای تناسلی خارجی یک فرد مذکر می شود. بلوغ در یک نوجوان مذکر با رویش مو در صورت، عقب رفتن خط رویش مو در پیشانی، وضعیت ظاهری بدن و لگن و اندامها، رویش مو در زیر بغل و ناحیه زهار به طرف بالا و به شکل لوزی شروع می شود. تغییر صدا نیز تقریبا در همین زمان اتفاق می افتد. تمامی این فرآیندها از حدود 11، 12 سالگی شروع می شوند و غالبا در یک دوره 5 ساله تکمیل می شوند. البته سن شروع بلوغ و مراحل تکمیل آن در افراد مختلف متغیر است.
بلوغ زودرس جنسی


بلوغ جنسی در سنین قبل از 9 سالگی در پسرها به عنوان یک رویداد غیر طبیعی تلقی می شود. بلوغ زودرس واقعی یا بلوغ هم جنسی Iso***ualکامل، زمانی به وجود می آید که مردسازی ناقص و فرآیند اسپرماتوژنز (ساختن اسپرم) روی داده باشد. در حالی که بلوغ زودرس کاذب یا بلوغ زودرس هم جنسی ناقص در مواردی به وجود می آید که مردسازی بدون ساخت اسپرم اتفاق افتاده باشد. یعنی اینکه تشکیل آندروژن ناشی از فعال شدن زودرس سیستم هیپوفیز ـ هیپوتالاموس نیست. هرچند افتراق این دو مشکل است، اما این تفاوت وجود دارد.
مجموعه علل یا سندرومهایی که منجر به مردسازی زودرس می شوند شامل تومورهای سلول لیدیگ «سلول مولّد آندروژن»، تومورهای مترشحه گنادوتروپین کوریونیک انسانی یا (HCG)، تومورهای غده فوق کلیوی، هیپرپلازی و پرکاری مادرزادی غده فوق کلیوی، تجویز آندروژن یا هیپرپلازی و پرکاری سلولهای لیدیگ می باشند. در همه این موارد دیده شده که سطح تستوسترون یا «هورمون جنسی مردانه» پلاسما به صورت نامتناسب با سن افزایش قابل توجهی پیدا می کند. و علایم بلوغ زودرس جنسی و صفات ثانویه جنسی بروز پیدا می کند. تومورهای سلول لیدیگ در کودکان به ندرت دیده می شود اما باید توجه داشت در مواردی که اندازه بیضه های کودک متقارن نیست احتمال تومور سلول لیدیگ وجود دارد. و باید معاینات و آزمایشات لازم صورت گیرد. بقیه تومورهای فوق الذکر از جمله تومور مردساز غده فوق کلیوی نیز مقادیر زیادی در نهایت تستوسترون می سازند که باعث دگرگونی شرایط عادی کودک می شوند و بلوغ زودرس جنسی اتفاق می افتد.
یکی از علل بلوغ زودرس جنسی در پسران، هیپرپلازی مادرزادی یا افزایش فعالیت غده فوق کلیوی است که منجر به افزایش سطح ماده ای به نام 17 هیدروکسی پروژسترون و در نتیجه افزایش سطح آندروژن می شود. در این اختلال افزایش ترشح گنادوتروپین ممکن است در اوایل ثانویه بوده به طوری که بلوغ زودرس واقعی پس از آن روی دهد.
در یک مورد خاص بلوغ زودرس جنسی مستقل از گنادوتروپین در پسرها ممکن است روی دهد که ناشی از هیپرپلازی اتونوم (خودکار) سلول لیدیگ باشد؛ یعنی بدون اینکه تومور سلول لیدیگ به وجود آمده باشد. این اختلال به صورت اتوزومال محدود به مردان، از پدر به پسرانش منتقل می شود و یا از مادرانی که حامل سالم این بیماری هستند به پسران منتقل می شود. در این مورد خاص مردنمایی و علایم بلوغ زودرس جنسی حتی در سن 2 سالگی شروع می شود. سطح هورمون تستوسترون افزایش می یابد و حتی به میزان بالغین می رسد.
همان طور که گفتیم یکی دیگر از علل بلوغ زودرس جنسی در پسران فعال شدن زودرس سیستم هیپوتالاموس ـ هیپوفیز است که یا بدون علت «ایدیوپاتیک» است و یا در اثر تومورهای سیستم اعصاب مرکزی «CNS» یا در اثر عفونتها و سایر ضایعات ایجاد می شود. امروزه با پیدایش روشهای تشخیصی پیشرفته مثل C.t.scan و MRI تأخیرهای گذشته در تشخیص بیماری از بین رفته و یا کمتر روی می دهد.
اگر بلوغ زودرس جنسی در پسران ناشی از تومورهای مولد استروئید یا گنادوتروپین باشد و یا هیپرپلازی مادرزادی غده آدرنال (فوق کلیوی) یا اختلال در سیستم عصبی مرکزی «CNS» درمان به رفع این علل بستگی دارد.
* بلوغ زودرس چندجنسی: اگر در پسران نابالغ علایم جنسی زنانه بروز پیدا کند ممکن است ناشی از افزایش متوسط یا شدید هورمون زنانه سازی به نام «استروژن» باشد.
به طور کلی و با توجه به پیشرفتهای چشمگیر در پاراکلینیک و ابزارهای تشخیص بیماریها هیچ گونه تأخیری در شناخت این بیماری موجه نیست. هنوز هم با وجود پیشرفت تکنولوژی، معاینه دقیق بیمار و علم و تجربه پزشک اهمیت و جایگاه خاص خویش را دارد. آنچه در این اختلال مهم است معاینه دقیق بدو تولد و پیگیری های بعدی و تشخیص و درمان مناسب و سریع است که هم بیمار را از ناهنجاریها و ناراحتی های جسمی و فیزیکی مراقبت می کند و هم زمینه های بروز اختلالات عصبی را از بین می برد و از بروز بسیاری از مشکلات اعصاب و روان و اختلالات رفتاری و اضطرابی پیشگیری به عمل می آید.


__________________
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید



+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۱:۲۱ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

جوان و انتخاب شغل
روند تغییر و تحولات رو به رشد جهان امروز ، با توجه به پیشرفت و توسعه سریع علوم و فنون و تنوع بسیار زیاد مشاغل و تخصصی شدن حرفه ها ، جوامع کنونی را با چالش هایی روبه رو ساخته است. مشکلات انتخاب شغل ، از قبیل : احساس نیاز به انتخاب شغل مناسب ، عدم آگاهی به چگونگی انتخاب شغل موفق ، نگرانی از موقعیّت مادی و جایگاه شغلی در آینده، ناتوانی در تشخیص شغل متناسب با استعدادها و توانایی های واقعی ، نگرانی درحدود این که آیا وقت و هزینه صرف شده برای تحصیل و آموزش در یک رشته خاص ، بازده کافی خواهد داشت یا نه نیز بر این چالش ها افزوده است.
بر اساس آمار و ارقام منتشر شده در داخل و خارج (آمارهای سازمان بین المللی کار : ILO) ، ایران در حال حاضر ، حدود 3/17 میلیون نفر نیروی کار دارد که همه آنها دارای شغل نیستند ، به طوری که بین چهارده تا پانزده درصد بی کاری در کشور وجود دارد و اگر بی کاران پنهان را هم به آن اضافه کنیم، رقمی بالاتر از رقم فعلی را نشان می دهد.
بنا بر این ، با توجه به جوان بودن هرم جمعیتی کشور و نیازی که جوانان در تصمیم گیری و انتخاب شغل مناسب با ویژگی های شخصیتی و تخصصی خود دارند ، این مبحث (انتخاب شغل) از بهترین موضوعات مربوط به جوانان در جامعه کنونی ایران به شمار می آید.

کار ، همزاد انسان

حیات آدمی از دیرباز با کار ، عجین بوده است و انسان فقط در مدّت کوتاهی از کار ، صرفا به منظور زنده نگه داشتن خود ، بهره می برده است. اما به مرور زمان و با به کارگیری هوش و استعدادهای ذاتی خویش، به ابزارسازی پرداخت و ماده و طبیعت را به خدمت خویش درآورد و به آنچه به صورت مستقیم در دسترس داشته، اکتفا نکرد و با تلاش بسیار در پی آن شد تا با استفاده از آنچه دارد به آنچه ندارد (اما نیاز به آن را احساس می کند) دست یابد. این امر ، در طول سالیان دراز ، سبب به وجود آمدن مشاغل متعدد با پیچیدگی های خاص شده است. بنا بر این ، می توان گفت : کار ، وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان در جامعه است که از ابتدای زندگی بشر، همراه او بوده است.

تعریف «کار»

فرانسیس بیکن ، کار و پیشه را «انسان ـ به اضافه طبیعت» تعریف کرده است و ادامه این بحث، تا دکارت و فریدْمان نیز کشیده شده است. با این حال ، در تحلیل رابطه انسان و طبیعت از لحاظ کار فعّال تا کنون هیچ کس تعریفی دقیق تر از مارکس ، ارائه نداده است. به نظر او ، کار ، اساسا تغییراتی است که انسان با استفاده از فنون ، در طبیعت به وجود می آورد. مارکس در کتاب معروف خود (سرمایه) می نویسد : «کار ، عبارت از کنشی است که بین انسان و طبیعت به وقوع می پیوندد». از مجموع سخنان چند تن از اندیشمندان و مارکس می توانیم این تعریف نسبی را از کار ارائه دهیم که : «کار ، مجموعه اعمالی است که به کمک مغز ، دست ، ابزارها و ماشین ها برای استفاده بهینه از طبیعت بر روی آن انجام می شود. این اعمال ، به صورت متقابل ، بر انسان نیز اثر گذاشته ، او را تغییر می دهد».

نیروی کار ، قلب تپنده اجتماع

همان گونه که می دانیم ، جمعیت جوان ، بخش عظیم و عمده نیروی کار هر جامعه ای را تشکیل می دهد و همین نیروی کار است که ابزار لازم و ضروری برای توسعه اقتصادی و پژوهش های علمی کشورها را فراهم می آورد ، به طوری که بدون داشتن نیروهای کارآمد و متخصص ، دستیابی به توسعه ، امری غیرممکن و دست نیافتنی خواهد بود. در مقابل ، استفاده از جوانان فعّالی که قابلیت ها و استعدادهای درونی آنها در جهت خلاقیت و کمال ، گام برداشته است ، باعث شکوفایی علم و صنعت می شود و مسیر توسعه و پیشرفت را برای جوامع ، هموار می سازد.
از این رو به نظر می رسد ، یکی از مسائلی که باید در درجه اوّل، مدّنظر مسئولان هر کشوری قراربگیرد ، شناخت استعدادها و علایق جوانان آن کشور و فراهم آوردن فرصت ها و امکاناتی به منظور شکوفا کردن و جهت دادن به این استعدادهاست ، تا بدین وسیله از پتانسیل (نیروی) نهفته در درون جامعه ، برای توسعه و پیشرفت آن جامعه کمک گرفته شود.
امام خمینی(ره) نیز پیوسته در بیانات خود ، توجه مسئولان و مدیران نظام جمهوری اسلامی را به لزوم تحقق قانونی اساسی جلب کرده ، می فرمودند : «من به همه مسئولان و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن ، وسایل ارتقای اخلاقی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. دولت و ملت و وسایل ارتباط جمعی ، نسل جوان را کماکان در شمار مهم ترین سرمایه های اصلی و انسانی و در زمره بهترین تضمین کنندگان سلامت و سعادت ، حیات و حرکت ، توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور قرار دهند و حداکثر حمایت را از آنان به عمل آورند».

اهمیت انتخاب شغل مناسب

یکی از محورهای اصلی و مهم زندگی هر جوان ، انتخاب شغل است و به طور کلی، انتخاب شغل برای هر فرد با توجه به جنبه های مختلف شغل و محیط کار وی ، مفهومی متفاوت دارد. همچنین مرجع های ارزشی مؤثر در انتخاب شغل ، در فرهنگ های مختلف هم متفاوت است. مذهب ، جهان بینی ، ارزش های جمعی و سنت های اجتماعی و تاریخی ، مواردی هستند که بر انتخاب شغل ، تأثیر می گذارند. البته در بعضی موارد ، شغل ، تنها وسیله ای است برای کسب دستمزد و ارضای نیازهایی که بیرون از خودِ کار است. پس دستیابی به شغل ، با توجه به سطح آرزوها و آمال افراد می تواند تحت تأثیر متغیّرهایی نظیر : سطح تحصیلات ، طبقه اجتماعی ، طبقه شغلی ـ اجتماعی والدین و سطح فرهنگی و سرانجام، منشأ جغرافیایی نیز باشد. واضح است که عوامل دیگری هم نظیر : جستجوی موفقیّت در رقابت با دیگران (که غالبا با درآمدهای مادی سنجیده می شود) یکی از مبانی انتخاب شغل در نسل جوان به شمار می رود. امنیت شغلی ، ثبات شغلی و پیشرفت در کار نیز موارد دیگری هستند که جوانان برای انتخاب شغل به آنها توجه دارند. باید به این نکته توجه داشت که اگر انتخاب ، ناصحیح باشد ، و با روحیات فرد ، سازگار نباشد ، آثار زیانبار و جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت ، چنان که جوان از ابتکار و خلاقیت در شغل خویش باز می ماند و در پایانِ روز ، مانند برده ای که از اسارت می گریزد ، آن را رها می کند . پس کار ، نه تنها باید از نظر فنّی ، جسمی و روان شناختی ، مناسب و مساعد باشد ، بلکه باید استعدادها و ظرفیت های جوان را هم به منصّه ظهور برساند.
رضایت شغلی و کیفیت زندگی

ارج ننهادن مدیران به خلاّقیت و ابتکار در بسیاری از بخش های جامعه ، با پدیده عدم رضایت شغلی همراه است. در حالی که به وجود آوردن رضایت شغلی، متضمّن بیشترین بهره وری و بازده است و تأثیری شگرف بر ساخت کلی اشتغال می گذارد. برای جوان مهم است که احساس کند کار و درآمدش منصفانه و به تناسب مهارت و کوشش اوست.
همچنین انتخاب شغل در وسیع ترین و انتزاعی ترین معنای آن ، صرفا حاوی مجموع ارزش های مادّی و غیر مادّی است که بر اساس کیفیت زندگی شغلی پدید می آید و رشد اقتصادی جامعه و ارتقای سطح زندگی افراد را سبب می شود. از این رو ، پاسخ ندادن به خواسته ها و انتظارات شغلی جوانان ، نه تنها به نارضایتی شغلی ، بلکه به کاهش بهره وری و عدم ثبات اجتماعی نیز می انجامد.
بنا بر این ، باید کوشش کرد که انتخاب شغل ، از دو جنبه فنّی و انسانی ، به بهترین شکل ممکن تحقّق پذیرد.
خلاصه کلام ، این که چنان که بخواهیم از بن بست وابستگی و عقب ماندگی رهایی یابیم ، باید تلاش های خود را دوچندان کنیم و با گسترش دامنه کار و فعالیت علمی و پژوهشی و توسعه اقتصاد ملی و برنامه ریزی های دراز مدت ، راه شناخت و ارتقای استعدادها را برای نسل جوان کشورمان هموار سازیم.
باید بپذیریم که بررسی نظری و عملی انتخاب شغل ، موضوع پیچیده ای است و تمامی ابعاد آن ، در این مختصر نمی گنجد و ضروری است با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه ، تحقیقات همه جانبه و متعددی در زمینه «انتخاب شغلِ» جوان ها انجام شود.
منابع

کتاب:
جامعه شناسی کار و شغل، غلامعباس توسّلی ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ششم، 1382.
سایت ها:
www.irimlsa. ir/site/main
http//spk - gov. ir/newsasp
webmaster@iranculture. org (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی)
www.hamshahri, org/ hammews
www.vaseteh. com
www.ayandehnegar. org
www.neshat. org/ showpaper


__________________
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید



+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۱:۱۷ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

خواهرم حجاب سعادت است!
مسیحى كه مسلمان شد


یكى از علماء اسلام مى نویسد:

روزى یك زن مسیحى با شوهرش پیش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهمیده ام و از دستورات و قوانین آن كه مترقى است در شگفت و حیرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر یكى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرایش پیدا نكرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام كه متاسفانه پاسخ قانع كننده اى نشنیده ام ، اگر شما بتوانید مرا قانع كنید من به دین اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شد.
من گفتم : آن دستور كدام است ؟!
زن مسیحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى دهد كه مثل مرد بدون حجاب از خانه بیرون بیاید؟ سپس بنا كرد به ایراد و انتقاد كردن ، كه حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است .
من پس از شنیدن ایرادها و انتقادهاى آن زن ، چنین پاسخ دادم : آیا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى رفته اید؟
گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ویترین شیشه اى قرار داده و درب آنرا قفل میكنند؟
گفت : بخاطر اینكه دست دزدان و خیانتكاران و سارقان به آنها نرسد.
در اینجا آن عالم دینى رو كرد به زن مسیحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همین است كه : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و یاقوت گرانبهاست و چون جنس لطیف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و باید از دست خیانتكاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت كرد، و از چشم تبهكاران و اهل فساد حفظ نمود، زیرا زن همانند مروارید است كه در صندوقچه صدف باید پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نیز در پوشش نباشند. همیشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گیرند و به خاطر نشان دادن زیبائى ها پیوسته مورد آزار و تعدى مفسدین مى شوند.
آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باین جهت است كه زن از دست خیانتكاران در امان باشد. زیرا بدنش پوشیده و زینتهایش مستور است و مردم از او چیزى نمى بینند و در او طمع نمى كنند و از او دورى مى جویند و نظرشان را جلب نمى كند، بلكه از او حساب مى برند و حیا مى كنند، همه اینها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش كه اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پیوسته در معرض آزار مفسدین است ، بنا بر این حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم این گوشه اى از فلفسه حجاب بوده كه تذكر دادم .
پس از شنیدن این مطلب ، آن خانم مسیحى فكرى كرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال این گونه نشنیده بودم ... شما بسیار جالب بیان كردى ، و اكنون اسلام را میپذیرم .
دوشیزه مسیحى در همان جلسه ، شهادتین را بر زبان جارى كرد، و اسلام را پذیرفت .
خواننده محترم : از این گفتگوى مذهبى آشكار شد كه اسلام مى خواهد شخصیت و پاكى زن را حفظ نماید، و به دنبال آن از اجتماع حمایت كند، از این رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته است . همچنین از این گفتگو روشن مى شود كه اغلب بانوانیكه بى حجاب هستند از فلفسه حكیمانه حجاب اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسیله حجاب ، عفت و شخصیت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان میمانند.

خواهرم حجاب سعادت است!
__________________
میروم خسته و افسرده و زار...سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما...دل شوریده و دیوانه ی خویش

+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۱:۱۳ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

عشق از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا
عشق نخستین سبب وجود انسانیست . وونارگ
عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . شکسپیر
عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران
عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن
عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن
عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان
عشق معجزه ایست . امیل زولا
عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر
عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . سنت بوو
عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال
عشق گل کمیابی است . آندره توریه
عشق حادثه ایست . کولارن
عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله
عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن
عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز
عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم . کن بلانچارد
عشق یعنی ترس از دست دادن تو . مثل ایتالیائی
عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . مادام دواستال
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند . لئوبوسکالیا
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو
عشق رمز بزرگیست . افلاطون
عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد . شانفور
عشق نبوغ عقل است. توسنل
عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار . کراتس
عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود . مادموازل دوسگوری
عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار
عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند . کرنی
عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است . برنارد شاو
عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟
عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد . د. اسمیت
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند . مارکوس بیکل
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان
+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۱:۷ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

 روزى که امیرکبیر به شدت گریست



روزى که امیرکبیر به شدت گریست



سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند
به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود.
هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش
از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند.
روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى
نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت:
باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و
ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى
دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا
آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند.
امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر
نکوبیدن آبله بمیرند
+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۱:۳ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

سخنان ماندگار
تراین وادارلز : روزنامه ها دائرةالمعارف های زندگی جهانند . همه چیز را از چهار گوشۀ جهان بریا ما نقل می کنند .

اُرد بزرگ : آن گاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنیم نباید امید داشته باشیم همگان فرمانبردار ما باشند .
بزرگمهر : برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است .
یک دهقان آفریقایی : هیئت های مسیحی وقتیکه به سرزمین ما آمدند دارای آیین مقدس بودند و ما صاحب زمین بودیم ، اکنون آنها مالک زمین هستند و ما دارای آیین مقدس .
جبران خلیل جبران : اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط .
ارد بزرگ : آن گاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟
فردریش نیچه :بشر امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سیاست بتان عرصه فلسفه.خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند.از این روی از راه
تئودور وزد : در هر کجا که هستید و با هر چه که در اختیار دارید کاری بکنید .
ارد بزرگ : آن گاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست .
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .
توماس کارلایل : بشر ، حیوان بکار برندۀ ابزار است . در هیچ نقطه ای او را بدون ابزار نمی توان یافت . با نداشتن ابزار در حکم هیچ است و با داشتن آن همه چیز .
تاگور : زندگی حتی با عشق گم شده نیز شیرین تر از زندگی بی عشق است .
ارد بزرگ : آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی .
تی .اس.الیوت : هرکس نبوغی دارد ، اما اغلب فقط برای چند دقیقه
اُرد بزرگ : آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد .
جبران خلیل جبران : بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند .
سنت بور : تنها به قصد دست یافتن به امور محال است که بشر می تواند به بالاترین حد امور ممکن دست یابد.
بزرگمهر : باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم ، در هر کاری او را بینا دانیم و باور کنیم که روزی ده مختار اوست .
جبران خلیل جبران : انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد .
اُرد بزرگ : اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است.
پلورک :هرگز نباید چیزی را که نمی توانید بهتر از آن را جایگزینش سازید از بین ببرید .
پی یرژانه : اگر عینک عادت ندارید عینک تجربه را به چشم بزنید و اگر عینک عادت دارید روی آن باز هم عینک تجربه را به چشم بزنید .
یانگ : آدمی برای شک کردن آفریده نشده ، برای پرسیدن آفریده شده .
اُرد بزرگ : اگر آماده نباشیم بهترین بخت ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست کمتر به پیروزی خواهد رسید ، آمادگی یعنی بروز بودن داشته ها و دانش بیشتر در هر پیشه و کاری .
فوربس : کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب بیاورد.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۰:۵۹ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

حرفهای شیرین امام جواد علیه السلام
حرفهای شیرین امام جواد علیه السلام


تشنه معرفت
حضرت عبدالعظیم حسنی، از شاگردان برجسته امام جواد علیه السلام می گوید: به محضر مبارک امام جواد علیه السلام رسیدم و از حضرت درخواست حدیثی نمودم که از پدران بزرگوارش نقل شده باشد.
حضرت فرمودند جد بزرگوارم امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «تا وقتی مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خیر و سعادت هستند و وقتی یکسان شدند هلاک می شوند».
گفتم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «اگر عیب شما بر دیگری آشکار شود، همدیگر را دفن نمی کنید».
گفتم: باز هم بفرمایید. فرمود: امام علی علیه السلام می فرماید: «همنشینی با اشرار و انسان های بد، سبب بدگمانی به خوبان می شود».
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان فرموده است: «بدترین توشه برای سفر قیامت، ظلم و ستم کردن بر بندگان خداست».
گفتم: باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «تدبیر و اندیشه قبل از اقدام به کار، تو را از پشیمانی حفظ می کند».


پیام رستگاری
یکی از آرزوهای دیرینه جوامع بشری، سعادت و خوشبختی آنان در تمام زمینه های زندگی است. این امر، در جوامع اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و مسلمانان افزون بر نیک بختی دنیوی، خواهان سعادت اخروی و هم نشینی با رهبران و اولیای الهی در جهان پس از مرگ هستند. برای رسیدن به این مقام والا، راهنمایی هایی از بزرگان دین رسیده که عمل به آنها، ضامن نیک بختی و هم نشینی با اولیای الهی شمرده شده است.
اسماعیل بن سهل می گوید: به امام جواد علیه السلام نامه نوشته و از ایشان خواستم چیزی به من تعلیم دهد تا با عمل کردن به آن، در دنیا و آخرت همراه آنان باشم و از آنان جدا نشوم. حضرت در جواب نامه نوشتند: «سوره قدر را زیاد بخوان و لب های خود را به استغفار و طلب آمرزش تازه کن».

نصیحت
امام جواد علیه السلام همواره در خدمت مردم بود و از هدایت آنان غفلت نمی کرد. درِ خانه آن حضرت به روی تمام مردم باز بود و ایشان نیز به تمام درخواستهای آنان پاسخ می داد.
روزی شخصی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و از حضرت درخواست نصیحت و موعظه نمود. امام رو به او کرد و فرمود: آیا گفته مرا قبول می کنی تا تو را نصیحت کنم؟ سؤال کننده گفت: آری، ای فرزند رسول خدا.
امام فرمود: «صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستی دست به گردن شو و آرزوها و درخواستهای نفسانی را ترک کن و با هوای نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقیقت تو هیچ گاه از نظر و نگاه خداوند دور نیستی و خدای متعال تمام کارهای تو را می بیند و به آن ها بیناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خدای خود معامله می کنی».
پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است

اهل معروف
ابوهاشم جعفری یکی از شاگردان بزرگ امام جواد علیه السلام می گوید: روزی در نزد امام جواد علیه السلام نشسته بودم. امام در ضمن بیانات خود فرمود: در بهشت، دری به نام «معروف» است که فقط اهل معروف و کارهای شایسته از آن در وارد می شوند.
با شنیدن این کلام، در قلب خود خداوند را حمد و ستایش کردم و از این که می توانم نیازهای مردم را برآورده کرده (و از اهل معروف باشم) خوشحال شدم.
امام جواد علیه السلام نگاهی به من کرد و فرمود: «ای اباهاشم! کسانی که در دنیا اهل معروف و کارهای نیک باشند، در آخرت هم اهل معروف هستند (و از همان در وارد بهشت می شوند). خداوند تو را از آنان قرار داده و مورد لطف و رحمت خود قرار دهد».

زینت

امام جواد علیه السلام در بیانی کوتاه و جامع، زینت های انسان را برشمرده و همگان را به زینت کردن خود به آن ها توصیه می کردند. آن حضرت می فرماید: «پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است. فروتنی، زینت علم، ادب نیک، زینت عقل، و گشاده رویی، زینت حلم و بردباری است.ترک منت، زینت معروف، و خضوع و خشوع، زینت نماز و بذل و بخشش، زینت نفس آدمی است».

انتخاب همسر
امروزه بالا رفتن سن ازدواج، یکی از مشکلات مهم و اساسی جوانان است. اگرچه این مسأله علل گوناگونی دارد، ولی انتخاب همسر مناسب، از عواملی است که فکر بیشتر خانواده ها را به خود مشغول کرده است.
امام جواد علیه السلام در پاسخ نامه ابراهیم محمد که درباره ازدواج دخترش از حضرت نظرخواهی کرده بود، معیار همسر نمونه را با استناد به روایت رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بیان کرده و می فرماید: ای ابراهیم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دینداری او مورد رضایت شما بود، دختر خود را به او بدهید».
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در ادامه این روایت، از بالا رفتن سن ازدواج به عنوان یک آفت اجتماعی یاد کرده و می فرماید: «اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد».

خشم زمین
علی بن مهزیار اهوازی، نماینده امام جواد علیه السلام در اهواز و از خواص حضرت می گوید: در شهر اهواز فراوان زلزله می آمد تا جایی که تصمیم گرفتم آن شهر را ترک کرده و به شهر دیگری نقل مکان کنم. اما قبل از آن که تصمیم خود را عملی کنم، موضوع را به وسیله نامه با امام جواد علیه السلام در میان گذاشتم.
آن حضرت درجواب نامه من نوشت «شهر خود را ترک نکنید، بلکه به مردم بگویید روز چهارشنبه، پنج شنبه وجمعه را روزه گرفته و غسل کنند و در روز جمعه با لباس های پاک و تمیز، از شهر خارج شده و به دعا و نیایش با خداوند بپردازند تا خداوند بدین وسیله، بلای زلزله را از شما برطرف کند».
علی بن مهزیار می گوید: ما دستورات حضرت را اجرا کردیم و زلزله آرام گرفت و زندگی مردم به حالت عادی برگشت».

منبع: نشریه گلبرگ: شماره 65
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان
__________________
اگر که آمدی من رفته بودم/اسیر سال وماه وهفته بودم/دعایم کن دوباره جان بگیرم/بیایم در رکاب تو بمیرم.

خدایا به من بنمایان آن جمال رشید، و چهره ی ستوده را و با نگاهی از من به او، دیده ام را نورانی کن و در گشایش امرش تعجیل فرما و خروجش (از غیبت) را آسان گردان، راهش را وسعت بخش و مرا به راهش درآور.
منبع : دعای عهد
+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۰:۵۸ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

حرفهای شیرین امام جواد علیه السلام
حرفهای شیرین امام جواد علیه السلام


تشنه معرفت
حضرت عبدالعظیم حسنی، از شاگردان برجسته امام جواد علیه السلام می گوید: به محضر مبارک امام جواد علیه السلام رسیدم و از حضرت درخواست حدیثی نمودم که از پدران بزرگوارش نقل شده باشد.
حضرت فرمودند جد بزرگوارم امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «تا وقتی مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خیر و سعادت هستند و وقتی یکسان شدند هلاک می شوند».
گفتم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «اگر عیب شما بر دیگری آشکار شود، همدیگر را دفن نمی کنید».
گفتم: باز هم بفرمایید. فرمود: امام علی علیه السلام می فرماید: «همنشینی با اشرار و انسان های بد، سبب بدگمانی به خوبان می شود».
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان فرموده است: «بدترین توشه برای سفر قیامت، ظلم و ستم کردن بر بندگان خداست».
گفتم: باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «تدبیر و اندیشه قبل از اقدام به کار، تو را از پشیمانی حفظ می کند».


پیام رستگاری
یکی از آرزوهای دیرینه جوامع بشری، سعادت و خوشبختی آنان در تمام زمینه های زندگی است. این امر، در جوامع اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و مسلمانان افزون بر نیک بختی دنیوی، خواهان سعادت اخروی و هم نشینی با رهبران و اولیای الهی در جهان پس از مرگ هستند. برای رسیدن به این مقام والا، راهنمایی هایی از بزرگان دین رسیده که عمل به آنها، ضامن نیک بختی و هم نشینی با اولیای الهی شمرده شده است.
اسماعیل بن سهل می گوید: به امام جواد علیه السلام نامه نوشته و از ایشان خواستم چیزی به من تعلیم دهد تا با عمل کردن به آن، در دنیا و آخرت همراه آنان باشم و از آنان جدا نشوم. حضرت در جواب نامه نوشتند: «سوره قدر را زیاد بخوان و لب های خود را به استغفار و طلب آمرزش تازه کن».

نصیحت
امام جواد علیه السلام همواره در خدمت مردم بود و از هدایت آنان غفلت نمی کرد. درِ خانه آن حضرت به روی تمام مردم باز بود و ایشان نیز به تمام درخواستهای آنان پاسخ می داد.
روزی شخصی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و از حضرت درخواست نصیحت و موعظه نمود. امام رو به او کرد و فرمود: آیا گفته مرا قبول می کنی تا تو را نصیحت کنم؟ سؤال کننده گفت: آری، ای فرزند رسول خدا.
امام فرمود: «صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستی دست به گردن شو و آرزوها و درخواستهای نفسانی را ترک کن و با هوای نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقیقت تو هیچ گاه از نظر و نگاه خداوند دور نیستی و خدای متعال تمام کارهای تو را می بیند و به آن ها بیناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خدای خود معامله می کنی».
پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است

اهل معروف
ابوهاشم جعفری یکی از شاگردان بزرگ امام جواد علیه السلام می گوید: روزی در نزد امام جواد علیه السلام نشسته بودم. امام در ضمن بیانات خود فرمود: در بهشت، دری به نام «معروف» است که فقط اهل معروف و کارهای شایسته از آن در وارد می شوند.
با شنیدن این کلام، در قلب خود خداوند را حمد و ستایش کردم و از این که می توانم نیازهای مردم را برآورده کرده (و از اهل معروف باشم) خوشحال شدم.
امام جواد علیه السلام نگاهی به من کرد و فرمود: «ای اباهاشم! کسانی که در دنیا اهل معروف و کارهای نیک باشند، در آخرت هم اهل معروف هستند (و از همان در وارد بهشت می شوند). خداوند تو را از آنان قرار داده و مورد لطف و رحمت خود قرار دهد».

زینت

امام جواد علیه السلام در بیانی کوتاه و جامع، زینت های انسان را برشمرده و همگان را به زینت کردن خود به آن ها توصیه می کردند. آن حضرت می فرماید: «پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است. فروتنی، زینت علم، ادب نیک، زینت عقل، و گشاده رویی، زینت حلم و بردباری است.ترک منت، زینت معروف، و خضوع و خشوع، زینت نماز و بذل و بخشش، زینت نفس آدمی است».

انتخاب همسر
امروزه بالا رفتن سن ازدواج، یکی از مشکلات مهم و اساسی جوانان است. اگرچه این مسأله علل گوناگونی دارد، ولی انتخاب همسر مناسب، از عواملی است که فکر بیشتر خانواده ها را به خود مشغول کرده است.
امام جواد علیه السلام در پاسخ نامه ابراهیم محمد که درباره ازدواج دخترش از حضرت نظرخواهی کرده بود، معیار همسر نمونه را با استناد به روایت رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بیان کرده و می فرماید: ای ابراهیم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دینداری او مورد رضایت شما بود، دختر خود را به او بدهید».
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در ادامه این روایت، از بالا رفتن سن ازدواج به عنوان یک آفت اجتماعی یاد کرده و می فرماید: «اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد».

خشم زمین
علی بن مهزیار اهوازی، نماینده امام جواد علیه السلام در اهواز و از خواص حضرت می گوید: در شهر اهواز فراوان زلزله می آمد تا جایی که تصمیم گرفتم آن شهر را ترک کرده و به شهر دیگری نقل مکان کنم. اما قبل از آن که تصمیم خود را عملی کنم، موضوع را به وسیله نامه با امام جواد علیه السلام در میان گذاشتم.
آن حضرت درجواب نامه من نوشت «شهر خود را ترک نکنید، بلکه به مردم بگویید روز چهارشنبه، پنج شنبه وجمعه را روزه گرفته و غسل کنند و در روز جمعه با لباس های پاک و تمیز، از شهر خارج شده و به دعا و نیایش با خداوند بپردازند تا خداوند بدین وسیله، بلای زلزله را از شما برطرف کند».
علی بن مهزیار می گوید: ما دستورات حضرت را اجرا کردیم و زلزله آرام گرفت و زندگی مردم به حالت عادی برگشت».

منبع: نشریه گلبرگ: شماره 65
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان
__________________
اگر که آمدی من رفته بودم/اسیر سال وماه وهفته بودم/دعایم کن دوباره جان بگیرم/بیایم در رکاب تو بمیرم.

خدایا به من بنمایان آن جمال رشید، و چهره ی ستوده را و با نگاهی از من به او، دیده ام را نورانی کن و در گشایش امرش تعجیل فرما و خروجش (از غیبت) را آسان گردان، راهش را وسعت بخش و مرا به راهش درآور.
منبع : دعای عهد
+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۰:۵۸ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

جوانی در کلام شخصیت ها
1 جوانی منزلی است[1]که ما بین مسافت کودکی و پیری واقع شده است، ایام سلطنت در آن جا می گذرد(گوته)
2 جوانی ستاره ای است که فقط یک بار در آسمان عمر طلوع می کند.(ژوبرت)
3 افراط هایی که در جوانی کرده و می کنم، وامی است که باید در روزگار پیری آن را ادا کرد.(بایگون)
4 جوانی موج می زندو اقیانوس زندگی به جوش در می آید. ای جوانان! برخیزید و بکوشید پیش از آن که روح شما تاریک گردد.(شیللر)
5 اگر جهان از وجود جوانان خالی شود، ماتمکده ی تاریکی بیش نیست، اما این راهم باید گفت که جهان بی وجود پیران جز حیرت و سرگردانی حاصلی ندارد.(کولیریچ)
6 برای شبِ پیری، در روزِ جوانی چراغی بایدتهیه کرد.(پلوتارک)
7 من از استعداد جوانانی که پیکرشان به زیور حکمت پیران آراسته شده و پیرانی که نشاط جوانانی را دارا هستند، در شگفتم.
کسانی که بتوانند در همه حال نشاط خود را حفظ کنند، پیری با آن ها چه کار دارد؟(سیسرون)
8 بسیاری از مردم سعادت و شوکت روزگار پیری خود را به سختی ها و مشکلات روزگار جوانی مدیون هستند.(ناپلئون)
9 تنها در ایام جوانی است که انسان بنیاد اخلاق و عادات خود رااستوار می سازد و هیچ ساعت آن خالی از فرصت نیست اما یک دقیقه آن هم همین که رفت، برنمی گردد.(روسکن)
10 کسی که در جوانی به شهوات و لذّات خدمت کرد، در پیری به جهت ضعف بدن ناراحت و از لذّت ها بی نصیب خواهد بود.
لیکن جوانی که در ایّام جوانی به افکار نیک روی آورد، هر چند بر او آسان نیست، لیکن در ایّام پیری در آسایش خواهد بود.(افلاطون)
11 جوانی آفتابی است که با غروب خود جز حسرت و افسوس چیزی باقی نمی گذارد.(رایموند)
12 جوانی جرعه ای است فرح انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته می شود.(شکسپیر)
13 جوانی فرصتی است که بیش از یک دفعه آن را به دست نتوان آورد.
جوانی سرمایه ای است که قدر و قیمت آن مجهول است.
جوانی قوّه ای است که مغلوب نمی شود.
جوانی فصلی است از کتاب زندگی که مهمترین قسمت آن رانشان می دهد.
جوانی ترکیبی است از بی تجربگی، شادمانی و غفلت.
با طلا خیلی کارها می توان کرد، ولی جوانی را نمی توان خرید.(رایموند)
14 فلاکت ایام پیری نیتجه ی غرور جوانی است.(بیکیسفلد)
15 قوای عقلانی و جسمانی جوانان در دو جهت مخالف و به نسبت عکس کم و زیاد می شود، اگر جوانید خامید و اگر پیرید، غافلید.(لوبون)
16 خوشبختی بالاتر از این چیست که در روزگار پیری یادگارهای شیرین ایّام جوانی را از خاطر گذارانیده به یاد بیاوریم که در راه سعادت هم نوعان خودقدمی برداشته آن ها را از ظلمات جهل و بی خبری رهایی داده ایم.(آویبوری)
17 جوانی مایه ی نشاط و سعادت است. جوانی دوره ی شجاعت است.
جوانی چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زندگانی می دود.(آویبوری)
__________________
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید



+ نوشته شده در  جمعه ۱۱ تیر۱۳۸۹ساعت ۲۰:۵۵ بعد از ظهر  توسط ALBORZ  | 

مطالب قدیمی‌تر